وقت نیوز - منسیوس فیلسوف چین باستان معتقد بود که : «زمامدار نیک باید نه بر ضد کشورهای دیگر، بلکه بر ضد دشمن مشترک همگان، یعنی فقر بجنگد. زیرا از فقر و نیز جهل است که جنایت و اغتشاش می زاید.
مجازات مردم برای جنایاتی که در نتیجه بیکاری و بیچارگی مرتکب می شوند، دامی است ناجوانمردانه بر سر راه آنان. حکومت مسئول رفاه مردم است و باید امور اقتصادی را در این جهت بگرداند. »منبع : تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه احمد آرام و ع.پاشایی و امیر حسین آریان پور، جلد یکم، ص۷۵۸مرکز آمار چند روز پیش دادههای تورم مصرفکننده را منتشر کرد؛ برایناساس در آبانماه تورم ماهانه به ۳/۴ درصد، تورم نقطه به نقطه ۴۹/۹ درصد و تورم سالانه نیز به ۴۰/۴ درصد رسید. با وجود این اعداد آمارهای بخش خوراکی بسیار متفاوت است. در آبانماه تورم ماهانه اقلام به ۴/۷ درصد، نقطه به نقطه به ۶۶ درصد و سالانه به ۴۶/۱ درصد رسیده که این مقدار در بخش خوراکی به ترتیب ۲/۶، ۴۱/۲، ۳۷/۵ درصد بوده است(عصرایران، آذر۱۴۰۴). آنچه گزارش شده است وحشتناک است!وقتی یک کشور اشغال نشده و جنگی ندارد و نظام حکمرانی مستقر هم دارد، اما گرفتار تورمی بالاتر از کشورهای جنگزده است، یعنی با فساد سیستماتیک و بیکارکردی نهادهای متولی روبهروست.
در این شرایط، نهادهای ناظر مانند بانک مرکزی یا سازمانهای بازرسی و قضایی؛ استقلال خود را از دست میدهند. اقتصاد به جای تبعیت از قوانین بازار، درگیر رانتخواری میشود. مواد غذایی که نیاز ضروری اولیه مردم برای زنده ماندن و بقاست، تبدیل به ابزاری برای سودجویی گروههای خاص متصل به قدرت میشود.در چنین شرایطی؛ با تصمیم دولت برای حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی واردات کالاهای اساسی و دارو و جایگزینی آن با پرداخت ماهانه یک میلیون تومان یارانه نقدی به هر نفر، بازار در آستانه یک شوک قیمتی سنگین قرار گرفته است؛ شوکی که مستقیما معیشت خانوارها را هدف میگیرد.بر اساس این تصمیم، واردکنندگان از این پس باید کالاهای اساسی را با دلار آزاد حدود ۱۳۱ هزار تومان وارد کنند؛ تغییری که به معنای افزایش جدی قیمت مواد غذایی و دارو خواهد بود.بررسیها نشان میدهد: فقط افزایش هزینه خوراک یک خانواده متوسط، چند برابر یارانه یکمیلیونی است. دارو و درمان عملا خارج از توان این یارانه قرار میگیرد و تورم، ارزش این پرداخت نقدی را در مدت کوتاهی کاهش میدهد.در عمل، یارانه نقدی نه مانع گرانی است و نه جبرانکننده آن؛ فقط زمان میخرد.مساله اساسی دیگر این است که به اسم مخالفت با سرمایه داری و جامعه طبقاتی انقلاب شد اما بعد، یک طبقه جدیدی تشکیل شد که از همه امتیازات و انحصارات قدرت برخوردار گردید ، اسم این وضعیت را طبقه جدید نامیدند. ما امروز هم شاهدیم طبقه جدیدی در جامعه تشکیل شده، طبقه ای که امتیازات مختلف از قدرت، ثروت، رفاه و امکانات را برای خود دارد و حاضر نیست جامعه را در آن شریک کند، اعتراض مردم هم به همین است که شما به اسم محرومان انقلاب کردید اما خودتان از محرومیت به رفاه رسیدید و فقرا فقیرتر شدند. در تحلیل وضعیت، ما عامل اصلی که باعث نارضایتی میشود را نادیده میگیریم و فقط عوامل ثانوی مثل تحریک دشمن را میبینیم. این عبارت زیر فرازی از سخنرانی مشهد یکی از رهبران اصلی انقلاب در پیش از پیروزی آن است که حالا نیز منسبی عالی دارد:«جامعه اسلامی یک جامعه بی طبقه است، جامعه ای است که هیچ کس امتیازی به دیگران ندارد و همه میتوانند به همه مقامات برسند.»«« شکاف میان آن وعده ها و وضع امروز، پرسشهایی را ایجاد میکند، چطور وقتی برخی افراد سی، چهل سال و بیشتر بریک صندلی و مسئولیت مینشنینند، دیگران میتوانند به جایگاهی برسند؟اگر امیرمومنان (ع)میگوید: رهبران عادل، باید زندگیشان در سطح ضعیف ترین و فقیرترین قشر جامعه باشد، برای آن است که این طبقه جدید شکل نگیرد و ایشان زندگی و حکومتش را در خدمت این هدف قرار داد؛ وگرنه چه تفاوتی با دیگران میکرد.
»» آیت الله سروش محلاتی، سخنرانی عید ولادت امیر المؤمنین کانون توحید
١۴٠۴*رئوف پیشدار