وقت نیوز - معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، ریشه اقلیت پرصدا و اختلافافکن را بسیار کمعمق دانست و گفت: تعداد آنها اندک و صدایشان بلند است و در صورت وزنکشی در اقلیت قرار میگیرند، بنابراین باید از منظر همبستگی و تقویت وحدت ملی به آنها پاسخ داده شود تا متوجه شوند که طنین صدایشان در جامعه چه میزان است.
به گزارش وقت نیوز ، دولت چهاردهم از نخستین روز آغاز فعالیت خود با مجموعهای از بحرانهای انباشته و البته شرایطی بغرنج روبهرو شد؛ که شاید بتوان نقطه اوج آن را جنگ ۱۲ روزه، حوادث دی و جنگ تحمیلی سوم دانست، جنگی که با ایستادگی ملت ایران و دفاع جانانه نیروهای دفاعی همراه بود. طبیعی است که در چنین فضایی، بخشی از مشکلات اقتصادی از جمله تورم و فشار معیشتی بر زندگی مردم اثرگذار باشد و هیچکس نیز قصد انکار این واقعیات را ندارد اما همزمان تلاشهای دولت در مدیریت هوشمندانه کشور نیز بر کسی پوشیده نیست.«سیدمهدی طباطبایی» معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی ایرنا در خصوص اهم اقدامات دولت در دوران جنگ و پس از آن به صورت مشروح توضیح داد که در ادامه میخوانید.دشمنان پس از ناکامی در میدان نبرد، اکنون به دنبال ایجاد تفرقه و دودستگی در میان ارکان نظام هستند، در همین پیوند رسانههای معاند سعی در القای دو دستگی میان دولت و نیروهای نظامی دارند. اخیرا بحث استعفای دکتر پزشکیان را مطرح کردند، شما به عنوان یکی از نزدیکان رئیسجمهور چه ارزیابی از این اقدامات دارید؟موضوع «ایجادِ اختلاف» یا بهتر است بگوییم «بازنمایی و تصویرسازیِ اختلاف» توسط دشمن محدود به مقامات سیاسی و نظامی نیست؛ بلکه دشمن در دورههای مختلف، و حتی میان قوای گوناگون، همواره این موضوع را مورد توجه قرار داده و تلاش کرده است تا چنین اختلافی را تصویرسازی کند. اگر بخواهیم این بحث را در دوره پساجنگ بررسی کنیم، باید گفت یکی از مهمترین برنامهها، شعارها و رویکردهای اصلی دولت چهاردهم و در صدر آن شخص رئیسجمهور، مبحث «وفاق» بوده است؛ این «وفاق» نیز نه یک مقوله نمایشی و شعاری، بلکه باوری است که براساس آن بخش قابلتوجهی از اختلافهایی که در حوزه حکمرانی و اداره کشور تصویرسازی میشود، در حقیقت برساخته بوده و واقعیت ندارد؛ یعنی در مبانی، اختلافات و افتراقها جدی نیست و با اولویت بخشیدن به حقوق مردم و پایبندی به قانون اساسی بهعنوان یک رکن اصلی و اساسی، میتوان بر آنها فائق آمد.شایعه استعفای رئیسجمهور در راستای شکستن همبستگی اجتماعی استدر این میان، به اخبار بیارزش و کذبی که در مورد استعفای رئیسجمهور پزشکیان منتشر میشود، کاری ندارم که لازم بود خیلی سریع واکنش نشان داده شود، چرا که احساس میکردیم در حال ضریب گرفتن است، البته پیش از واکنشها نیز ماجرا روشن بود، چرا که رئیسجمهور در جلسه هیات دولت حضور داشت، همچنین در رویداد «قهرمان ایران» نیز حاضر شد.آنچه مسلم است، هیچ اختلافی میان رئیسجمهور و نیروهای نظامی کشور و البته با سایر قوا، وجود ندارد. بحث استعفا و کنارهگیری و شایعاتی از این دست، کاملاً بیاساس و فاقد مبناست. ممکن است در یک موضوع خُرد یا در یک راهبرد جزئی، اختلافسلیقهای حتی در داخل یک قوه یا در یک سازمان وجود داشته باشد که امری طبیعی است؛ بالاخره در محیطی کوچک مانند خانواده نیز ممکن است برداشتها و قرائتهای مختلفی وجود داشته باشد، اما این به معنای اختلاف، تفرقه و جدایی نیست. این موضوعات در حقیقت جبهه جدیدی است که دشمن پس از ناکامی در تحقق بخشیدن به انتظارات خود در حوزه سیاسی و نظامی، گشوده است؛ دشمن با شکل دادن به شایعاتی از این دست، درصدد تهی کردن همبستگی اجتماعی است.رهبر انقلاب در بیانات خود تأکید کردند که اختلافات «موجه و حتی غیرموجه» را به محلی برای تنازع تبدیل نکنید. این در حالی است که یکی از نمایندگان مجلس، اخیرا مدعی شده بود که دولت به تعبیر وی «انسجام را به چماقی برای مقابله با منتقدان بدل کرده است»؛ پاسخ شما به این ادعاها چیست؟داعیهدارانِ اختلافافکنی در اقلیت هستندکسانی که چنین صحبتهایی مطرح میکنند همواره از عوامل اختلافافکنی بودهاند، اینها حتی اگر جمعیتشان زیاد نباشد، سردمداران آنها شاید به تعداد انگشتان یک دست نباشند اما صدای بلندی دارند. از نظر مبانی نظری، ریشههای آنها در انقلاب و جمهوری اسلامی و افکار عمومی جامعه بسیار کمعمق است و حقیقتاً اگر در شرایطی کاملاً متوازن مورد وزنکشی و ارزیابی قرار بگیرند، بسیار در اقلیت هستند. حتی آن اقلیت محضی که ممکن است از آنها پیروی یا تبعیت کند، وقتی با چهره عریان این افراد مواجه شود، حتماً اعراض خواهد کرد.بیانیه رهبر معظم انقلاب در سالروز تاسیس مجلس شورای اسلامی فراز بسیار مهمی داشت، ایشان تأکید فرمودند که ضرورتی ندارد که حتی به اختلافات موجه پرداخته شود، اما عدهای در مواردی که حتی جای اختلاف نیست نیز درصدد اختلافافکنی، تفرقهافکنی و مسئلهسازی در کشور هستند، تعداد آنها اندک و صدایشان بلند است. من اشکالی نمیبینم؛ یعنی رویکرد ما لزوماً این نیست که با این افراد برخورد شود، حالا چه برخی از آنها موقعیتی داشته باشند یا مسئولیت سیاسی داشته باشند یا مسئولیت سیاسی نداشته باشند، در هیچ حالتی قائل به این نیستم که باید برخورد صورت گیرد، اما مطلوب است فضایی ایجاد شود که از منظر همبستگی و از منظر تقویت وحدت ملی، پاسخ محکمی به این افراد داده شود تا متوجه شوند که طنین صدایشان در جامعه چقدر ناچیز و چقدر خُرد است.از نظر شما مواجهه با این افراد باید به چه شکلی صورت گیرد؟باید با خطِ مخرب مقابله با وحدت و انسجام برخورد شودمن فکر میکنم باید از ظرفیت رسانهها استفاده کرد، باید کمپینهای جدی ترتیب داد و به آن سامان بخشید تا این «خطِ مخرب» کور شود، این حرف بسیار سست و بیاساسی است که کسی بگوید «وحدت و انسجام یک چماق است»؛ چرا که وقتی کشور در شرایط جنگ قرار دارد، شاید واجبترین و نخستین حصاری که میتوانیم پیرامون کشور ایجاد کنیم، «همبستگی» است و اولین آسیب و زهری که میتوان به این وحدت و همبستگی القا کرد، حرفهایی از این جنس است.این حرف بیاساسی است که کسی بگوید «وحدت و انسجام یک چماق است»؛ در شرایط جنگ واجبترین و نخستین حصاری که میتوانیم پیرامون کشور تشکیل دهیم، «همبستگی» است و اولین آسیب و زهری که میتوان به این وحدت و همبستگی القا کرد، حرفهایی از این جنس استبا درنظر گرفتن طیفبندیهای سیاسی کشور، رد پای این جنس ادبیات، این نوع نگاه و این لحن در همان طیف و جبهه سیاسی که این افراد خود را بدان منتسب میدانند نیز پیدا نمیشود و از درون همان جبهه تعداد کثیری از افراد را میتوان پیدا کرد که این نوع ادبیات و این نوع نگاه را رد میکنند. من معتقدم این جنس حرکتها و این دست رفتارها، مثل کف روی آب هستند، عمق و ماندگاری ندارند؛ در دورههای مختلف، گرایشهای سیاسی مختلفی بودند که تند رفتند و عاقبتِ تندروی نیز سقوط است.در حالی که صدای گروههایی که منتقدِ اتصال اینترنت بینالملل بودند، بلندتر از همیشه به گوش میرسید، پس از ابلاغ مصوبه ستاد راهبری فضای مجازی، شاهد استقبال کمنظیر جامعه بودیم، بسیاری بر این باور هستند که اگر رئیسجمهور پزشکیان نبود، چه بسا این اتفاق نمیافتاد. البته دیوان عدالت اداری نیز رای به توقف اجرای مصوبه ستاد داد. سوال اینجاست که چه شد که رئیسجمهور دستور تشکیل چنین ستادی را صادر کرد و چرا دولت مصوبات این ستاد را قانونی میداند؟چرا دولت مصوبه ستاد راهبری فضای مجازی را قانونی میداندیکی از شئون حقوقی ریاست جمهوری، ریاست بر شورای عالی امنیت ملی است؛ مصوبه محدودسازی اینترنت بینالملل در کارگروهی به انجام و تصویب رسیده بود که از سوی شورای عالی امنیت ملی انتخاب شده بود؛ یعنی در ایام ناآرامیهای دیماه و پس از این جنگِ تحمیلیِ سوم، در شورای عالی امنیت ملی کارگروهی انتخاب شد و تصمیمگیری درباره حوزه فضای مجازی و اینترنت بینالملل به آن کارگروه تفویض اختیار شد. لذا مرجعی که اینترنت را محدود کرده بود، مرجعی ویژه در قانون اساسی نبود، بلکه منتخب شورای عالی امنیت ملی بود، با نظر رئیس و رای دبیر شورا (در آن زمان مرحوم شهید لاریجانی بودند) این کار انجام شده بود. رئیسجمهور پزشکیان با محدودیت اینترنت بعد از جنگ موافق نبود، همچنین جمعبندیها نیز این بود که تحلیلهایی که بر این باور است که اینترنت برای امنیت کشور ایجاد اختلال میکند نیز دلایل قانعکنندهای نیست. وقتی که آن کارگروه در القای تصمیم اولیه خود توانایی کافی و وافی را نداشت، رئیسجمهور از اختیارات قانونی خود استفاده کرد.دکتر پزشکیان دستور تشکیل ستادی متشکل از تمام ارکان و قوای شورای عالی امنیت ملی را داد، ستادی متکثر به ریاست دکتر عارف معاون اول رئیسجمهور، ایشان آدم متخصص و خبرهای در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات هستند. ستاد تشکیل جلسه داد و رأیگیری انجام شد؛ ستاد با اکثریت آرا، ۹ رأی موافق در مقابل ۲ رأی مخالف، اتصال اینترنت بینالملل را تصویب کرد. و با توجه به اینکه ادامه محدودیت اینترنت بینالملل هیچ توجیهی نداشت (البته پیش از این هم رویکرد همین بود) دستور بازگشت به وضعیت قبل و بازگرداندن اینترنت به شرایط قبل از دیماه داده شد.دیوان عدالت اداری نیز ظاهرا با خودِ مصوبه مشکلی نداشتند، فقط در شکلگیری ستاد ایراد داشتند. عمدهترین کارکرد این ستاد در این مقطع حل این مسئله بود که حل شد. در خصوص فرآیند بازگشایی اینترنت، اختلالاتی وجود دارد، در بعضی جاها کُند است، بعضی جاها مشکل دارد، ولی روند آغاز شده و با جدیت دنبال خواهد شد.ایران، جنگی ۴۰ روزه و سهمگین را پشت سر گذاشت. در بسیاری از کشورها، شرایط مشابه، جنگ منجر به آشفتگیهای شدید اقتصادی و اجتماعی میشود، اما در ایران با وجود همه فشارها، کشور توانست ثبات خود را حفظ کند و زندگی روزمره مردم دچار اختلال فراگیر نشود؛ دولت در ایام جنگ چه کرد؟مهمترین موضوعی که در این میان وجود داشت این بود که یک «آمادگی پیشینی» وجود داشت، ما تجربه جنگ ۱۲ روزه را نیز داشتیم؛ همچنین یکسری اتفاقات و اقداماتی انجام شده بود که جنبه بازدارندگی و واکسینه شدن بازار و حوزه اقتصاد را ایجاد کرده بود، به عنوان مثال موضوع «تفویض اختیار به استانداران» که رئیسجمهور از همان ابتدای دولت و پیش از جنگ آن را دنبال میکرد، و اگرچه شاید در ابتدا کسی آنچنان با آن ارتباط برقرار نمیکرد اما ایام جنگ نشان داد که این تصمیم همچون آبی بر آتش بود. به این معنا که شما به مدیر اجرایی عالی خود، چه در سطح استاندار، چه در سطح معاون وزیر و چه در سطح وزیر، این اختیار و این جرات را میدهید که پیچیدگیهای اداری را در بزنگاهها و مقاطع حساس تصمیمگیری، کنار بگذارد. اگر فرایند خروج کالا از گمرکات را طی ایام جنگ با پیش از آن مقایسه کنید، شاید سرعت ترخیص ۱۰ برابر شد و لذا نظام توزیع و بازار، خلائی حس نکرد.حذف ارز ترجیحی موضوع مهم دیگری بود (که البته با نقد و حواشی بسیاری هم مواجه شد) اما اگر اتفاق نیفتاده بود در ایام جنگ مشکلات بسیاری از جهت تامین ارز ایجاد میکرد. ما امروز در کشور با یک مسئله و در حقیقت مشغلهای مواجه هستیم و آن هم بحث گرانی و تورم است. همه در دولت و همه مسئولین دولتی هم خودشان شهروندان این جامعهاند؛ خرید میکنند و مساله گرانی و تورم را با گوشت و پوست خود لمس میکنند. بحث تورم، جامعه را اذیت میکند؛ اما یک نکته مثبت و یک نقطه قوت در کنار این وجود دارد و آن این است که ما با مسئله کمبود مواجه نشدیم. اقتضا میکرد که جنگی با چنین گستردگی و چنین تدارکی علیه این آب و خاک، کشور را با قحطی مواجه کند. اگر تدبیر حذف ارز ترجیحی در آن مقطع صورت نگرفته بود، اگر قرار بود ما همچنان درگیر تأمین ارز ترجیحی و در حقیقت تزریق ارز به واردکنندهها باشیم، در تأمین تدارک، گرههای متنوع و متعددی ایجاد میشد، شاید امروز اصلاً نیاز اول جامعه این بود که «اشکال ندارد گران باشد، ولی کالا باشد».افزایش مبلغ کالابرگ در فصل جدیدقدم دوم که قدم جدی است، بحث کنترل تورم است، بخشی از آن ممکن نیست چرا که کشور درگیر جنگ بوده و آسیب دیده و مخاطرات اقتصادی متوجه کشور بوده و هست؛ علاوه بر جنگ، بههرحال ما درگیر محاصره هستیم. و لذا کنترل تورم تا حدی امکانپذیر نیست، یعنی لاجرم و ناگزیر است. از سوی دیگر باید به فکر ترمیم معیشت مردم و جامعه باشیم.در همان مقطع که بحث حذف ارز ترجیحی مطرح شد، پیشبینیهایی برای ترمیم رقم کالابرگ مطرح شد، اکنون نیز بحث افزایش رقم کالابرگ مطرح و پیشنهادهایی ارائه شده و دولت در پی تأمین منابع آن است؛ این وعده رئیسجمهور پزشکیان بود که متناسب با افزایش قیمتها و افزایش قیمت مبنا (دلار)، هر مقدار که قیمت دلار افزایش پیدا کرد و باعث شد که واردکننده در تأمین کالا با افزایش قیمت مواجه شود؛ همان افزایش را در قالب کالابرگ به حلقه انتهایی (یعنی به مصرفکننده) پرداخت کنیم. اصل این موضوع پذیرفته شده است، بر روی میزان منابع آن بحثهایی هست که در دست بررسی است، دستگاههای مختلفی داریم، وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی پیشنهاد آن را مطرح کرده است و سازمان مدیریت و بانک مرکزی نیز نقطه نظراتی در خصوص میزان و نحوه آن دارند، موضوع در حال بررسی است و پیشبینی میشود که با شروع فصل جدید این رقم تغییر کند.رئیسجمهور پزشکیان، با توجه به ناترازیهای مختلفی که در حوزه انرژی با آن مواجه بودیم، از همان روز نخست آغاز به کار دولت، بحث مصرف بهینه انرژی و استفاده از ظرفیت تجدیدپذیرها را مطرح کرد، پس از جنگ، این موضوع بُعد دیگری پیدا کرد؛ بهگونهای که حتی از تعبیر «جهاد اکبر» برای ضرورتِ اتخاذ تدابیر لازم برای مدیریت منابع استفاده کرد. اکنون این پرسش مطرح است که دولت در عمل چه اقداماتی برای مصرف بهینه انرژی در نظر گرفته است؟رفتار دولت بهعنوان منتخب مردم و شخص رئیسجمهور، حساسیت بسیار ویژهای دارد؛ چرا که هرگونه رفتاری که از ایشان دیده می شود، میتواند بهعنوان یک الگو مورد توجه جامعه قرار گیرد. بارها گفتهام که در زمستان، سردترین اتاقهایی که در مجموعه دولت یافت میشود، دفتر شخصی رئیسجمهور است و در تابستان نیز گرمترین اتاق، اتاق دکتر پزشکیان است و این نشان از تعهد شخصی ایشان نسبت به موضوع مصرف بهینه انرژی دارد.فرهنگ ما متاثر از بهرهمندی همیشگی از منابع از جمله نفت، گاز و بنزین است. رسانههای ما وظیفه دارند که انباشت انرژی در کشور را بهعنوان یک «ثروت ملی» تبیین کنند.نکته دیگر اینکه در کشور ما انرژی با قیمت ارزان برای همه طبقات جامعه فراهم است. رئیسجمهور نکته درستی را بیان کردند که چرا باید پولی که از یک شهروند ضعیف (از نظر مالی) در یک روستا در نقطهای دور میگیریم — که ممکن است کل برقی که مصرف میکند یک لامپ ۱۰۰ وات و یک یخچال باشد — با پولی که از شهروندی که در یک واحد چند صد متری با کیفیتی متفاوت از انرژی استفاده میکند، برابر است؟دولت چگونه الگوی مصرف را بدون تغییر قیمت اصلاح خواهد کرد؟ماموریت سازمان بهینهسازی مصرف انرژی که در سطح معاونت ریاستجمهوری ارتقا یافت، طراحی الگو و مدلی است که از طریق آن بتوانیم در کوتاهمدت، این نوع رفتار را در قالب فرهنگسازی و یا حتی در قالب تحمیل فشار به طبقات پرمصرف، اصلاح کنیم. بنابراین، بخشی از این امر، فرهنگسازی، آموزش، ترویج و تبیین این مسئله است تا این سرمایه موجود بتواند در قالبی بهتر در اختیار همگان قرار گیرد؛ و بخش دیگر نیز میتواند از طریق اقدامات بازدارنده باشد؛ مانند تغییر قیمتها که میتواند الگو را به سمت شیوه مصرف پلکانی سوق دهد. کسی که مصرف بسیار زیادی دارد، باید هزینهای چندبرابری و نزدیک به قیمت واقعی بپردازد، در حالی که آن طبقه ضعیف که یا به اجبار و یا از سر آموزش و فرهنگپذیری مصرف خود را رعایت میکند، هزینه کمتری خواهد پرداخت. تغییر ساعات کار اداری در فصل جدید نیز از دیگر موضوعاتی است که دولت در دستور کار دارد.تیم ملی فوتبال کشورمان در جام جهانی امسال با شرایطی سخت و پیچیده مواجه شده است. با توجه به میزبانی آمریکا و دشمنی این کشور علیه کشورمان، بحث صدور ویزای ساعتی برای بازیکنان مطرح شده است، نقل و انتقال بازیکنان از مکزیک به آمریکا نیز فشار جسمی، روحی و روانی بسیاری را به ورزشکاران ما وارد میکند و عملاً شرایط بازی را برای آنان در وضعیتی بسیار ناعادلانه قرار میدهد. دولت چه اقداماتی در دست انجام دارد و آیا اقدام یا پیگیریهای دیپلماتیک خاصی انجام شده است؟جهان با توحشی مدرن از سوی سردمداران کشور آمریکا مواجه استما امروز با مساله جدیدی در جهان مواجه هستیم؛ رئیسجمهور فعلی آمریکا تصویری از فرهنگ آمریکایی را بازنمایی میکند که به گمانم باید مردم آمریکا بیش از همه نسبت به آن حساسیت داشته و نگران آن باشند؛ ترامپ همهچیز را گروگان افسارگسیختگی خود در قدرت کرده است.عدم صدور ویزا برای وزیر امور خارجه کشورمان، هنگامی که قصد شرکت در یک اجلاس بینالمللی را داشت، اقدام بیسابقه است، در حالی که سازمان ملل مستثنی از روابط بین کشورهاست چرا که مقر این سازمان محلی برای حل دعاوی میان کشورها محسوب میشود.در خصوص موضوع جام جهانی و گره زدن ورزش با سیاست نیز، این اقدام در واقع گشودن فصلی جدید است و تصویری از آمریکا در جهان ایجاد میکند، به گونهای که چه کسانی که اکنون جرأت سخن گفتن دارند و چه کشورهایی که مقهور هستند و سخن نمیگویند، همگان متوجه هستند که ما با عنانگسیختگی و توحشی مدرن از سوی سردمداران کشور آمریکا مواجه هستیم. اما تعمیم دادن این وضعیت به آمریکا به عنوان یک قدرت بزرگ (اما یک تمدن نوپا) در جهان، بسیار پرمخاطره استچه کسانی که اکنون جرأت سخن گفتن دارند و چه کشورهایی که مقهور هستند و سخن نمیگویند، همگان متوجه هستند که جهان با توحشی مدرن از سوی سردمداران کشور آمریکا مواجه است؛ لذا باید بسیار مراقب بود، زیرا تمدنهای نوپا دارای ریشه نیستند و باید بهشدت از تصویری که میخواهند از خود در جهان ترسیم کنند، مراقبت کنند.اگر به تاریخ نیز مراجعه کنیم، جهان با قدرتهایی مواجه بوده که در سطحی عالی ظهور کردند و سپس دچار افول شدند. مراقبت عمومی و اجتماعی که تمامی اجزای قدرت از آن برخوردار باشند، اسباب ماندگاری یک قدرت را فراهم میکند.دولت و دستگاه دیپلماسی در حال پیگیری وضعیت تیم ملی فوتبال کشورمان هستند و امیدوارم تا پیش از شروع جام جهانی، مشکلات حل شود. شما شاهد محدودیتهای زننده بودید؛ حتی در مورد لغو سهمیه تیم ملی بحثهایی مطرح شد و رئیسجمهور آمریکا مطرح کرد که تیم ایتالیا جایگزین [ایران در] جام جهانی شود. موضوعی که با واکنش منفی ایتالیا که خود از جام جهانی بازمانده بود نیز شد.اکنون که در آستانه دو سالگی دولت هستیم؛ فکر میکنید وضعیت کنونی کشور چه تفاوتی با چشماندازی دارد که دولتمردان چهاردهم روز آغاز فعالیت برای آینده کشور در نظر داشتند؟ارزیابی معاون رئیسجمهور از عملکرد ۲ ساله دولتاگر این موضوع را نسبت به آنچه پیش از این در ۲ سالگی دولت پیشبینی میشد، بسنجیم، شاید مقداری عقبتر یا در حقیقت در سطحی پایینتر قرار داریم، چرا که انتظار موفقیتهای بیشتری وجود داشت، اما وقتی این موضوع را در دایره اقتضائات، امکانات و شرایط و متغیرهای غیرقابل پیشبینی و عدم قطعیتهایی که در این ۲ سال به شکلی عجیب، شاید وزنی معادل با دهههای پیش از خود داشت، قرار میدهیم، میتوان گفت دولت در دایره این اقتضائات موفق عمل کرده است.اگر به مجموع این مسائل نگاه کنیم، اگرچه انتظارات بیشتر بوده، اما با توجه به تمامی مشکلات، دولت موفق عمل کرده است. در مورد چشمانداز ۲ سال آتی دولت نیز، با توجه به وضعیت موجود، اگر شرایط بهبود یابد، قطعاً توفیقات دولت با همین سرعت و بسیار بیشتر خواهد شد و در پایان چهار سال، کارنامهای بسیار چشمگیرتر، مورد پسندتر و مقبولتر ارائه خواهد شد. البته اگر با شرایطی سختتر از این مواجه شویم — که نمیدانم ممکن است یا خیر — طبیعتاً ممکن است باز هم با شرایط جدیدی روبرو شویم. با تمام این تفاسیر، بسیار امیدوارم و گمان میکنم ما نیمه سخت را پشت سر گذاشتهایم. حال با عبور از نیمه دشوار، امیدوارم در نیمه دوم، با اقتدار، توان و دستاوردهای بیشتر، کارنامه و پرونده مقبولتری ارائه شود.پس از جنگ، به نظر شما جامعه ما چه در سطح سیاسی و چه در سطح اجتماعی به چه تغییراتی نیاز دارد؟رئیسجمهور تغییراتی ایجاد کرد که دستاورد بزرگی به شمار میرود؛ این امر علاوه بر تمامی خساراتی که در جنگ متوجه کشور شد — و فارغ از اینکه چه میزان خسارت را مد نظر قرار دهیم، حتی اگر در بالاترین سطح خود در نظر گرفته شوند — در نهایت، فقدان و از دست دادن رهبر معظم انقلاب اسلامی را که شخصیتی تابناک و منحصر به فرد بود، شامل میشد؛ چرا که شاید به کلی بتوان گفت که جایگاه و ویژگیهای ایشان در دورههای زمانی دورتر نیز به سختی یافت میشود. از این موضوع که بگذریم، علاوه بر ایشان، فرماندهان دیگری که داشتیم، چهرههای علمی ارزشمند و مدیران خوبی که در اختیار داشتیم، [با رفتن آنها] خسارتهای انسانی و خسارتهای اقتصادی بسیار جدی به بار آمد؛ اما جنگ، یک چیز را به ما هدیه بخشید که آن نیز هم همدلی و همبستگی بود؛ و این نوع همبستگی و همدلی در جامعه، ارزشی بیبها دارد. اگر از این همبستگی، همدلی و وحدت مراقبت به عمل آید، ما گامهای بعدی خود را با استحکام بیشتری برخواهیم داشت.ما اکنون با جامعهای روبرو هستیم که همدل است، جامعهای که همبسته است و جامعهای که درک آن از سختیها و شرایط، در کوره یک جنگ سخت و نابرابر، افزایش یافته و آزموده شده است؛ لذا معتقدم این جامعه، دشواریهای بعدی را آسانتر و سادهتر طی خواهد کرد. ما نسلی هستیم که گمان میکنم یکی از جنگهای بزرگ، سخت و تاریخی را در ایران تجربه کردیم و فکر میکنم در آثار و وقایع پس از این نیز، این دوران یاد خواهد شد. پس باید از این دست، از این جمعیت و از این سرمایه اجتماعی محافظت و مراقبت نماییم. افق پیش رو بسیار بلند و گسترده دیده میشود.
586
ایرنا